الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

707

إحياء علوم الدين ( فارسى )

اوست غير مهم را . نظر دوم مراقبت را نزديك « 78 » شارع شدن « 79 » است در كار . و آن به باز جستن چگونگى كار باشد تا حق خداى در آن بگذارد ، و در تمام كردن آن نيت نيكو كند ، و صورت آن را كامل گرداند ، و بر كامل‌ترين وجهى كه امكان دارد آن را به جاى آرد ، و اين ملازم او باشد در همه حالها چه او در همه احوال خود از حركت و سكون خالى نباشد ، و چون خداى را در كل آن مراقبت نمايد تواند كه در آن به نيت و حسن فعل و رعايت أدب خداى را پرستد ، پس اگر نشسته باشد مثلا بايد كه روى در قبله نشيند براى قول پيغامبر - عليه السلام : خير المجالس ما استقبل به القبلة و لا يجلس متربّعا ، اى ، بهترين نشستن جايها آن است كه در آن روى در قبله نشسته شود و به تربّع « 80 » ننشيند . چه در پيش پادشاهان چنان ننشينند و پادشاه پادشاهان بر آن مطّلع « 81 » است . إبراهيم بن ادهم گفت كه يك بار متربّع بنشستم ، از هاتفى شنيدم كه با پادشاهان همچنين مجالست كنند ؟ آن گاه پس از آن چنان ننشستم . و اگر بخسبد بر دست راست بخسبد روى در قبله ، با ديگر أدبها كه در موضع آن ياد كرده‌ايم . پس آن همه داخل مراقبت است . بلكه اگر در قضاى حاجت باشد ، رعايت ادبهاى آن وفا كردن بود به مراقبت . پس اكنون بنده يا در طاعت باشد ، يا در معصيت ، يا در مباح . پس مراقبت او در « طاعت » به اخلاص و به اكمال باشد و مراعات أدب و نگاه داشتن آن از آفت‌ها ، و در « معصيت » به توبه و پشيمانى و باز بودن و شرم و مشغول بودن به تكفير « 82 » ، و در « مباح » به مراعات أدب و به شهود منعم در نعمت و به شكر بر آن . و بنده در جملهء احوال خود خالى نماند از بلايى كه در آن از صبر چاره نباشد ، و نعمتى كه در آن از شكر چاره نبود . و آن همه از مراقبت است ، بلكه بنده در همهء حالها خالى نباشد از فرضى كه خداى را بر اوست . اما فعلى كه مباشرت آن او را لازم است ، يا محظورى كه ترك آن لازم آيد يا ندبى « 83 » كه شرع در آن تحريض فرموده است تا بدان سوى مغفرت خداى مسارعت نمايد و با بندگان خداى بدان مسابقت جويد ، يا مباحى كه در آن صلاح تن و دل او باشد و در آن يارى او بود بر طاعت او . و هر يكى را از آن حدهاست كه از مراعات آن به دوام مراقبت چاره نيست . و هر كه از حدهاى خداى بگذرد بر نفس خود ستم كرده باشد . « 84 » پس بايد كه بنده نفس خود را در همهء اوقات خود در اين سه قسم تفقد كند . پس چون فارغ باشد از فرايض و قادر بود بر فضايل « 85 » ، بايد كه افضل اعمال طلبد تا بدان مشغول شود ، چه كسى را كه مزيد ربح فوت شود و او قادر بود بر يافت آن ، مغبون بود . و سودها به مزاياى فضايل توان يافت

--> ( 78 ) نزديك ، هنگام . ( 79 ) شارع شدن ، آغاز كردن . ( 80 ) تربّع ، چهار زانو نشستن . ( 81 ) مطّلع ، بالاتر . ( 82 ) تكفير ، پوشاندن . سيّئه با حسنه ( زبيدى 10 - 107 ) . ( 83 ) ندب ، استحباب ، هر عمل شرعي كه زايد بر واجبات انجام گيرد . ( 84 ) اشاره است به آيهء 1 ، از سورهء طلاق 65 . ( 85 ) فضايل ، آن چه زيادة بر فرايض به جاى آرند .